يكشنبه27ارديبهشت1405
08:15
36
روابط عمومی؛ از «ویترین مدیران» تا «تریبون مردم»
در روزگاری که جامعه بیش از هر زمان دیگری تشنه شفافیت و صداقت است، روابط عمومی بعضی از دستگاهها هنوز در حصار آفتی به نام «مدیرمحوری» گرفتارند. در این الگو، خبر نه برای آگاهی مردم، بلکه برای رضایت مدیران نوشته میشود.
در روزگاری که جامعه بیش از هر زمان دیگری تشنه شفافیت و صداقت است، روابط عمومی بعضی از دستگاهها هنوز در حصار آفتی به نام «مدیرمحوری» گرفتارند. در این الگو، خبر نه برای آگاهی مردم، بلکه برای رضایت مدیران نوشته میشود.
سازمانهایی «خدماتی،فرهنگی و دینی» که ذاتاً پیوندی عمیق با لایههای اعتقادی و اجتماعی مردم دارند، بیش از هر نهاد دیگری نیازمند عبور از این ساختار سنتی و حرکت به سمت یک رسانهی مردمی و اثرگذار هستند.
۱. روابط عمومیِ «ویترینمحور»:
در بعضی از سازمانها، روابط عمومی بهجای آنکه «پل ارتباطی» باشد، به «آتلیه عکاسی مدیران» تبدیل شده است. در این نگاه، دغدغهی اصلی نه محتوای خدمت، که زوایای دوربین و ابعاد بنر است.
وقتی خروجی رسانهای یک سازمان صرفاً مجموعهای از عکسهای لبخند، تبریکهای تقویمی و تیترهای کلیشهای همچون «برگزاری باشکوه» باشد، مخاطب هوشمند امروز بهسرعت احساس بیگانگی میکند. در این مدل، «منِ سازمانی» بر «ما و مردم» غلبه دارد و نتیجهی آن، مرگ تدریجی اعتماد عمومی و تبدیل شدن سازمان به جزیرهای منزوی است.
۲. روابط عمومیِ «شنوا»:
در مقابلِ نگاهِ ویترینی، الگوی «تریبون مردم» قرار دارد. روابط عمومی حرفهای، پیش از آنکه زبانی برای گفتن داشته باشد، گوشی برای شنیدن دارد. او «وکیلمدافع افکار عمومی» در داخل سازمان است.
کارشناس روابط عمومی در این جایگاه، نبض جامعه را میگیرد و تلخیِ انتقادها و گزندگی مطالبات را بدون سانسور به لایههای تصمیمگیر منتقل میکند. در این رویکرد، شفافیت یک تهدید نیست، بلکه یک فرصت برای اصلاح است. وقتی مردم حس کنند صدایشان شنیده میشود و در عصر رسانههای تعاملی، نه فقط «مخاطب» بلکه «شریک و منتقد» سازمان هستند، اعتبار و سرمایه اجتماعی بازمیگردد.
۳. نقش راهبردی:
حقیقت آن است که روابط عمومی موفق، نقش یک «مترجم دوجانبه» را ایفا میکند تا پیوند میان ساختار اداری و بدنه اجتماعی گسسته نشود:
>از سازمان به مردم:
او زبانِ خشکِ «خدمات و اهداف مدیریتی» را به زبانِ نرمِ «منافع و رضایت مردم» ترجمه میکند.
>از مردم به سازمان:
او زبانِ پرفشارِ «مطالبات و گلایهها» را به زبانِ «برنامه و اصلاحات راهبردی» تبدیل کرده و به مدیران تحویل میدهد.
روابط عمومیای که تنها «ویترین» باشد، با تغییر یک امضا و جابهجایی یک مدیر، هویتش فرو میریزد؛ اما روابط عمومیای که «تریبون مردم» باشد، به لنگرگاهِ اعتماد عمومی تبدیل خواهد شد. اگر روابط عمومی اوقاف و دستگاههای مشابه بتوانند از قالبِ سختِ اطلاعیه و بنر بیرون آمده و به میدان گفتگوی واقعی قدم بگذارند، تصویر سازمان در نگاه جامعه دگرگون خواهد شد. اعتبار یک سازمان نه در عکسهای رنگارنگ، که در میزان صدایی است که از تریبون مردم به گوش مدیرانش میرسد.
یادداشت از رضا معممی مقدم، مدیرکل فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه